شدم مهمان ِ استادم سحرخیز خودش مهمان مولایم رضا از عشق لبریز همه در دور هم جمع گشته شادان سخن از
شدم مهمان ِ استادم سحرخیز
خودش مهمان مولایم رضا از عشق لبریز
همه در دور هم جمع گشته شادان
سخن از مهر و ایثاری فراوان
نشستیم دور ِ سفره حالت خوش
همه شکر خدا شام کرده اند نوش
بزرگمهر، موسوی ، غلامرضایی
همه پر از انرژی از خدا ،نورخدایی
ز انبایی و آخوند زاده ، اَبرش
مرا بوسیده او ؛ یکدم مشوش!
که باشد این غریبه جمع ِ خدام
مرا بوسیده با عشقی چو اقوام
به یکسال بهر او نقشی چو استاد
ز تعلیم ، تربیت ، گفتم به امداد
پس از اکرام واطعام سوی دوستان
به شادی و شعف بازگشته ، خندان
خدا رو شکر گویم نعمت و خوان
نصیب ما شده ، جمع ِ رفیقان
❤️❤️❤️❤️
سحرخیز فرمودند:
سلامت می کنم استاد جمالی
همیشه سربلند باشی الهی
حضورت در حرم کوی محبت
کناره باتوبودن بود عادت
تورفتی بابل از ماشدی دور
برای جمع ما تو هاله ی. نور
امیددارم که درپابوس حضرت
کنی در بین زوارش تو خدمت
خیلی التماس دعا
💐💐💐💐💐💐
بیان ِ چشم ودل؛ از راهِ اشعار💝