شاعر آئینی ام ! کی من کجا درباری ام ؟!🤲 شاه رضا دارد عنایت برهمه شعرم پرازدلتنگی ام  🌻 گر زدوستی ا

شاعر آئینی ام ! کی من کجا درباری ام ؟!🤲
شاه رضا دارد عنایت برهمه شعرم پرازدلتنگی ام 🌻
گر زدوستی از ره تکریم و تمجید از صفایش گفته ام ❤️
نی که چاپلوسی کنم ؛ بنگر به حال خویش دادی بازیم🌻
می نویسم پاسخی از عمق جان الله بود او قاضی ام🌻
خود نظر دارد به قلبم تا به کاغذ آورم ، سربازیم🌻
نوکر کوی رضایم بعشقش می کنم هر دم چو تب 🌻
وصله ی ناجور به ما هرگز نچسبد اینچنین آری به لب🥀
جز رضا در این سرای بس عتیق عشقی نباشد در سرم🌻
هر چه را وصفش کنم از شاه رضا ما رسیده پیکرم🌻
این قلم ؛ این دفتر و این عاشقی میدان عشق دارم بیان🌻
هر چه را بینم زاوصاف از رضا در خادمش گردد عیان🌻
می نویسم پر انرژی هر زمان بر عشق ورزی بر رضا 🌻
نوکرش هر کس که باشد پورحسین؛ سنجری در این فضا🌻
پور محمد این شهیر(۱) این شیر مرد در خُلق و خوی🌻
برتر از وی گر سراغ داری بیاور نزد من در گفتگو🌻
خوش سخن ؛ خوش دید و منظر در اصول ؛ مردانگی 🌻
حرف هایش کُلُّهم جذاب و؛ دلها می رسد تابندگی 🌻
بس کن ای آقا جمال خُرده به دل هرگز مگیر ازاین و آن🌻
هر کسی زر و طلا را نی شناسد پس محک لازم بُود باب امان🌻

1_شهیر : (شَ) [ ع. ] (ص.) معروف، نامدار، نامور.

🥀🥀🥀🥀🥀🥀  طواف کعبه با قلبی پر از چرک🥀  ندائی می رسد ای گرگ و ای ورگ🥀  تو میش یا الاغی یا که خ

🥀🥀🥀🥀🥀🥀

طواف کعبه با قلبی پر از چرک🥀

ندائی می رسد ای گرگ و ای ورگ🥀

تو میش یا الاغی یا که خنزیر🥀

چرا از حرف ما گردی تو دلگیر🥀

برو روح و روان را کن تطهیر🥀

سپس نزدم بیا با شور تکبیر🥀

🌻🌻🌻🌻🌻🌻

کاش مثل ِ فاطمه ؛ حج و زیارات ِ بقیع❤️
گر نصیبت می شده ما را قیامت بود شفیع ! ❤️
🌻🌻🌻🌻🌻🌻

كعبه از رخسار پاك فاطمه❤️

شد خجل فرياد آورد بر همه❤️

معبري بر پا كنيد لبيك گوي حق رسيد❤️

جامه اي بر تن نمود اشك ملائك سر رسيد❤️

تحفه اي بسيار ناچيز وبضاعت هم قليل❤️

شرم دارم در عطايش اي خداوند جليل❤️

اّيا فاطي و ميثم ؛ اِبن مريم ❤️
بُوّ د حج ِشما مقبول ، هر دم❤️

زيارت كرده ايد قبر بقيع را ❤️ رسول الله محمد آن شفيع را❤️

بقيع و مكه و مشعر مني را ❤️
به لب گفتيد تمام ذكر خدا❤️

30 آذر ماه 1403 جمعه

حسن میرتبار. نه چندان راه ِ دور ! از راه نزدیک به تو دارم پیامی ؛ شاد و تبریک منم دایی ... ای شاخِ

نه چندان راه ِ دور ! از راه نزدیک
به تو دارم پیامی ؛ شاد و تبریک
منم دایی جمال ای شاخِ شمشاد
غریبه نیستم گشتی تو داماد
شنیدم زن گرفتی شهر گرگان
مبارک بادا و ؛ مبروک فراوان
زمانه شد چنین بیگانه چون دوست
قریب و آشنا ؛ بیگانه نیکوست !!
شده عصر ظهور و عصر غیبت
که این رفتار هم در اوج نعمت
دایی کیلویی چند ؟ با مال و ثروت
غریبه تر ز دایی نیست ؛ دعوت!!
شنیدم عمو ها ؛ با خاله ؛! عمه !
دایی عباس و زید ، من کیگاه پنبه!!
گله از تو ندارم ، رسم دنیا از قساوت
دایی ارزش ندارد نزد مادر بر شقاوت
به سال شصت و هفت کل غنائم 😔
به باد دادم برای گله ای، نامش بهائم
بیاد دارم زمان ، آن وقت که مشهد
سکونت داشتم با عز و جاه با لطف سرمد
تموم ماه و سال میزبان بر اقوم و خویشان
فرامز یا ابوطالب ؛ به هرجا؛ لطف رحمان
الا لعنت به این دور و زمانه از قساوت
محبت مرده باعشق و صداقت تا قیامت
1402/4/19


چون مرا از خانه بیرون کرده اند 🥀 مادر من را ز دل خون کرده اند 🥀 آن ستون ِ خانه از درد ِ فراق 🥀 ضج

چون مرا از خانه بیرون کرده اند 🥀
مادر من را ز دل خون کرده اند 🥀
آن ستون ِ خانه از درد ِ فراق 🥀
ضجه می زد نیمه شب عین بُراق🥀
این دل و جان و تن و هم شانه ام 🥀
ناله ها بر پا نمودند از فراق ِ خانه ام🥀
گه گاهی حسرت و افسوس من گردد مُدام🥀
گه بیاد لطف رب ؛ شاکر تمامم ؛ مُستدام 🌻
شدت سرمای این باد خزان ؛ در ریشه ام🥀
یخ زند هر دم چنان گویا منم ؛ دل پیچه ام 🥀
گر نشد آغوش گرم روزگار ما را نصیب 🥀
زودیِّ زود می رسد فتح و ظفرها عنقریب🥀
می نویسم حرف دل را قوم و خویش 🌻
هم بدانند ؛هم بخوانند ؛ زخم و ریش !🌻
پس ؛ اَیا فاطی و ؛ مهناز و ؛ ترانه 🌻
پیامم نشر ؛ بر شهر و ؛ کرانه🌻
چنان نشرش دهید مانند خورشید 🌻
زمان و آسمان ؛ آگاه ز تبعید 🥀
شکایت برده ام بر نزد ِ دادار 🤲
خودش چون حی و حاضر هست مددگار❤️

🥀🥀🥀🥀🥀🥀  آتشی کردی بپا ؛ مانند ِ  نیران است و بس 💔 غافل از عصیان و گستاخی ؛ مثالِ عین خس 💔 دا

🥀🥀🥀🥀🥀🥀

آتشی کردی بپا ؛ مانند ِ نیران است و بس 💔
غافل از عصیان و گستاخی ؛ مثالِ عین خس 💔
دامنت گیرد چنین آتش تو را آتش گذار🥀
فکر مرگت باش !دنیایت شود؛ ترک ِانار!🤲
ضامنم مولا رضا ؛ شکی ندارم ای عزیز!🥀
دامنت گیرد چنین آتش مپرس دُم مویز🥀
من نظر کرده ی مولا همان شمس الشموسم🌻
دلخوش به عطایای رضا ؛ ضامن ِ طوسم🌻

مثال تک درخت در اوج سرما🌻  به سردی هوا ؛ دل سوی یکتا 🌻 منم مجنون ِ مجنون در زمستان😔 چو شاخ خشک ِ

مثال تک درخت در اوج سرما🌻
به سردی هوا ؛ دل سوی یکتا 🌻
منم مجنون ِ مجنون در زمستان😔
چو شاخ خشک ِ انجیر شد بهاران 🌻
هوا سرد و زمستان شاخه ها برف🌻
منم تنهاویکتا روی شاخه میزنم دف🌻
دلم انبارباروت از غم و درد وغریبی🌻
بنالم با خدا ؛ یارم مرا داده فریبی 😔
دلم چون قرص و محکم بر خداوند🌻
بسازد بیدریغ لطفش فراتر از دماوند🌻
بهار از راه رسد ؛ پر شادی و نور 🌻
شود این رنج ما ؛ صد خاطره دور 🌻

رفیق با صفا هر لحظه ، لحظه🕋  بفریادم رسد ، بی حد و مرزه!👌  گمان هرگز مکن بی کس وکارم🤔  خداوند، یا

رفیق با صفا هر لحظه ، لحظه🕋

بفریادم رسد ، بی حد و مرزه!👌

گمان هرگز مکن بی کس وکارم🤔

خداوند، یاور و ؛ پشت و پناهم🕋

قلی زاده ستم کردی ستم در همه ی حال😔

خداوند حاضر است در کلِ احوال🕋

الهی حق کعبه ، حق قرآن و سماوات🕋

خدا رسوا ترا سازد ترا در کل آفات🙏

توکل بر خدا حقم رسد بر من دوباره🙏  قلی زاده شده در دم سیاه در فکر چاره🤔  چقدر کذاب و ؛ ملعون و؛  ر

توکل بر خدا حقم رسد بر من دوباره🙏

قلی زاده شده در دم سیاه در فکر چاره🤔

چقدر کذاب و ؛ ملعون و؛ رباخوار👌

شده در شهر و سامان او بسی خوار 🤔

خدا را شکر دستش آنچنان رو از خباثت🙏

بمیرد زود و زود ، از آه من با صد خیانت🕋

شده دست وهابی ؛ آنچنان رو 🌻  نمانده ذره ای در جمع ، آبرو 🌻  قلی زاده ی ملعون رباخوار🤔  شده مردود

شده دست وهابی ؛ آنچنان رو 🌻

نمانده ذره ای در جمع ، آبرو 🌻
قلی زاده ی ملعون رباخوار🤔

شده مردود چشمان آنچنان زار🤣

قلی زاده ی ملعون با کلک  و دور زدن ها🤔  شکایت از خدا و از ملائک بر فلک ها🕋  رَود آهم ؛  به هفت تا

قلی زاده ی ملعون با کلک و دور زدن ها🤔

شکایت از خدا و از ملائک بر فلک ها🕋

رَود آهم ؛ به هفت تا آسمان و کهکشانها💐

بگیرد آه من بر دامنت پر از شرار ها😠

به قرآن و به آیات و به طور سینا💐

زمینگیر می شوی با آه سوگند به طه! 🙏

آیه آیه ، جمله ، قرآن کریم🕋  این قلی زاده بمیرد یا رحیم🙏  خورده مالم آن رباخوار لئیم💐  یا ربا از

آیه آیه ، جمله ، قرآن کریم🕋

این قلی زاده بمیرد یا رحیم🙏

خورده مالم آن رباخوار لئیم💐

یا ربا از حلقومش گیر؛ای زعیم💟

اَیا صاحب زمان تنها تویی یار

اَیا صاحب زمان تنها تویی یار💟

ستان حقم قلی زاده بی عار🔥

چنان حقم ربود با خدعه نیرنگ 🕳️
بمیرد در جهان بی درد و بی جنگ🙏

رباخور ِکثیف شخص قلی زاد🌻  بمیرد در جهان در صبح بامداد🙏  به قرآن محمد آه من سوز🕋  بگیرد دامنش جان

رباخور ِکثیف شخص قلی زاد😠

بمیرد در جهان در صبح بامداد🙏

به قرآن محمد آه من سوز🕋

بگیرد دامنش جانگیر و جانسوز🕋

رسد مرگش به آه من بزودی🙏

شود در دو جهان بر آه و دودی🙏

خداوندا ترا سوگند به قرآن و سماوات🕋  سِتان حق مرا با لطف و ایثار و عنایات🕋  قلی زاده شود هر دم چنا

خداوندا ترا سوگند به قرآن و سماوات🕋

سِتان حق مرا با لطف و ایثار و عنایات🕋

قلی زاده شود هر دم چنان مغلوب ِ مغلوب🕳️

بیفتد دست و پا با اشک و آشوب 🙏

امروز ِصبح، از بهر حق گردم روان سوی رئیس😍  تا حق خویش گیرم تمام از دامن آن کاسه لیس🤔  الله بُود پش

امروز ِصبح، از بهر حق گردم روان سوی رئیس😍

تا حق خویش گیرم تمام از دامن آن کاسه لیس🤔

الله بُود پشت و پناه، شکی ندارم بر خدا💝

حق مرا گیرد چنان ، دشمن بمیرد از جفا🙏

الهی اَعطنِی الفَضل و کرامت🌻 زِهر چه غیر ممکن کن تو راحت🌻 امیدم ؛ لطفِ  تو در کل ِ حاجت🌻 تو نومید

وقتی دلت شکسته بگو✨🤍

خداوند فرمود اگر شب هنگام با دل شکسته بگی
اَللّٰهمَّ اعطنی الفضل(محتاج معجزه توام)
به آسمان قسم که غیر ممکنت را ممکن می‌کنم!


الهی اَعطنِی الفَضل و کرامت🌻
زِهر چه غیر ممکن کن تو راحت🌻
امیدم ؛ لطفِ تو در کل ِ حاجت🌻
تو نومیدم نکن ؛ یا رب عنایت🌻
گِره از کار ما ، بنما چنان باز 🌻
به شادی و شعف ، آغاز پرواز🌻
رحیم یکسال و اندی درتردد🤔
منم چشم انتظار؛رُخِ زراندود🕋
ستان حقم ؛قلی زاده ی ملعون😠
ربود،او مال واموالم؛پریشون🕳️
الهی اَعطنِی الفَضل و کرامت🌻
بفریادم برس ، بنما ، حمایت🌻
امیدم سوی تو ،برگشت اموال🌻
قلی زاده ، بمیرد ، پی آمال 🌻

قلی زاده # وهابی. نزول خور    دعای امشبم وقت سحرگاه🌻 کنم نفرین؛ قلی زاده به دلخواه🕋 ملائک را ز عرش

قلی زاده # وهابی. نزول خور



دعای امشبم وقت سحرگاه🌻
کنم نفرین؛ قلی زاده به دلخواه🕋
ملائک را ز عرش آرم در فرش🕋
کنم نفرین بی حد او شود نعش🙏
خدا را من قسم ، دادار هستی🌻
بگیرد جان تو ؛ هرجا که هستی🕋
خداوندا قلی زاده چقدر ظلم !💝
بگیر جانش رود درچاه و قُلزُم👌
الهی حق ِزهرا بتول دخت پیامبر 🙏
نما رسوا قلی زاده ؛ تمام از جان و پیکر🙏

قلی زاده بحق چهارده نور مقدس

قلی زاده بحق چهارده نور مقدس😡

شوی نابود ز ِدنیا ، زود ناکس😡

نزول خور حد اعلا، ای حروم زاد😡

به حق صاحب امر و زمانم ، داد و بیداد😡

اَیا صاحب زمان مهدی ترا بر جان زهرا💝

به فریادم برس مولا ، بحق ِ ذاتِ یکتا🙏

اَیا لعنت حق ، بر تو ، قلی زاده ی نامرد😡  حرام لقمه ، وهابی مستعاربهر درآمد 😡  نزول خور بار دیگر د

اَیا لعنت حق ، بر تو ، قلی زاده ی نامرد😡

حرام لقمه ، وهابی مستعاربهر درآمد 😡

نزول خور بار دیگر در پی کسب درآمد😡

به تهدید و به ارعاب گشت سر آمد😡

خداوندا به قرآن و ملائک و ، به مولا😡

چنان مغلوب و منکوبش نما یکجا و در جا😡

امان از روزگار و کار ِ مردم

امان از روزگار و کار ِ مردم❣️

مخور غصه ، نبود نان ِ گندم🌻

زمانه بد نشد افراد آن بد🥀🥀🥀😔😔😔😔😔

زمانه بد نشد افراد آن بد🌻

ترا تعظیم نمایند تا تمام قد😔

دروغ اندر ریا باب تظاهر🌻

ترا از خود بدارند با تفاخر🥀

ریا اندر ریا تدلیس و نیرنگ🥀

بگیرند مال تو بی بنگ بی جنگ🥀