برندارم سر زِ سجده تا اَبَــــدْ🌻 یا حَیُّ یا قَیُّومْ می سرایم تا لَحَــدْ🥀
برندارم سر زِ سجده تا اَبَــــدْ🌻
یا حَیُّ یا قَیُّومْ می سرایم تا لَحَــدْ🥀
برندارم سر زِ سجده تا اَبَــــدْ🌻
یا حَیُّ یا قَیُّومْ می سرایم تا لَحَــدْ🥀
حسابم بسته ای ؛ گردیده مسدود❤️🔥
خداوند رازقم ؛ وان یار و معبود ❤️
جهان در دست او ؛ رازق و رزّاق🌻
شب و روز می رساند مال و ارزاق🌻
دلخوش به دعای تو عزیز؛ هستم و مستم 🌻
یک دم نظری کن گرفتار به عهدی که بستم 🌻
چون روز الست وعده به دلدار نمودم 🌻
دائم به رکوع و به سجود ؛ مِی پرستم 🌻
🌻❤️🌻❤️🌻❤️
مرا با کوله بار ؛ از هَمُّ و از غم 💔
رها کردید رها ؛ با سوز و ماتم💔
رضا ! مولای خوبان داد پناهم💞
پناهنده شدم ؛ بی سر پناهم💞
مرا مولای گرفت یکدم به آغوش❤️
شدم از عشق او مجنون و مدهوش❤️
طعام آورد و ؛ دادش او به دستم ❤️
پس از اکل طعام هر روزه مستم❤️
نشستم گفتگو ؛ اسرار این قلب❤️
بیان کردم به گریه گشته ام جلب😢
نظر اندر نظر ؛ با لطف ِ بسیار❤️
مرا در بر گرفت مولا به یکبار❤️
سپس دادش ؛ به من لباسِ خدمت💞
شدم مسرور و شادان بس که نعمت❤️
رسید از سوی مولا بر منِ زارو پریشان💞
پریشانی زجانم رخت بست با چشم گریان💞
پس از چند هفته ای ؛ نگذشت ز ایام 💞
برایم خانه جور شد بس که عالی و دلآرام 💞
سپس فرش هر طرف ؛ قالی ؛ سماور🌻
بدست من رسید ؛ با لطف ِ داور 💞
دو تن از خادمان را کرده مامور 💞
کمک حالم شود در شکل مستور🌻
نفهمید هیچ کسی این کار و امداد💞
ز سوی شاه رضا ؛ حساب و اعداد💞
سفارش از رضا ؛ این لطف هر سو 💞
مرا در بر گرفت ؛ با عشق ِ دلجو 💞
وسایل بیش و کم گردید مهیا 💞
مرا در بر گرفت ؛ مولا مصفا 💞
الان نه ماه گذشت با لطف ِ جانان💞
مرا هم خانه و ماشین و اجناس فراوان💞
شب و روز ورد من مولا رضا جان💞
پناه داده مرا ؛ در شهر و سامان 💞
یقین دارم مرا با لطف ِ چندان 💞
به آرامش رساند ؛ روی خندان 💞
🌻❤️🌻
22 بهمن 1403
🥀🥀🥀🥀🥀🥀
آتشی کردی بپا ؛ مانند ِ نیران است و بس 💔
غافل از عصیان و گستاخی ؛ مثالِ عین خس 💔
دامنت گیرد چنین آتش تو را آتش گذار🥀
فکر مرگت باش !دنیایت شود؛ ترک ِانار!🤲
ضامنم مولا رضا ؛ شکی ندارم ای عزیز!🥀
دامنت گیرد چنین آتش مپرس دُم مویز🥀
من نظر کرده ی مولا همان شمس الشموسم🌻
دلخوش به عطایای رضا ؛ ضامن ِ طوسم🌻
مثال تک درخت در اوج سرما🌻
به سردی هوا ؛ دل سوی یکتا 🌻
منم مجنون ِ مجنون در زمستان😔
چو شاخ خشک ِ انجیر شد بهاران 🌻
هوا سرد و زمستان شاخه ها برف🌻
منم تنهاویکتا روی شاخه میزنم دف🌻
دلم انبارباروت از غم و درد وغریبی🌻
بنالم با خدا ؛ یارم مرا داده فریبی 😔
دلم چون قرص و محکم بر خداوند🌻
بسازد بیدریغ لطفش فراتر از دماوند🌻
بهار از راه رسد ؛ پر شادی و نور 🌻
شود این رنج ما ؛ صد خاطره دور 🌻
سلام خالصانه در دل شب 🌻
شوی حاجت روا دائم مرتب🌻
نباشی هیچ زمان دلتنگ دلتنگ🥀
نمانی کار خویش آنی تو هم لنگ🌻
سلطان ِ سلاطین جهانی ؛ تو مولا❤️
محتاج ِ عنایات ِتوأم ، محشر ِکبری❤️
اطلاع رسانی واقعه ی بزرگ غدیر ثوابش بیشمار است
❤️❤️❤️❤️❤️❤️
مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِی أخی وَ وَصیی وَ واعی عِلْمی، وَ خَلیفَتی فی اُمَّتی عَلی مَنْ آمَنَ بی وَعَلی تَفْسیرِ کِتابِ الله عَزَّوَجَلَّ وَالدّاعی إِلَیْهِ وَالْعامِلُ بِمایَرْضاهُ وَالُْمحارِبُ لاَِعْدائهِ وَالْمُوالی عَلی طاعَتِهِ وَالنّاهی عَنْ مَعْصِیَتِهِ. إِنَّهُ خَلیفَةُ رَسُولِ الله وَ أَمیرُالْمُؤْمِنینَ وَالْإمامُ الْهادی مِنَ الله، وَ قاتِلُ النّاکِثینَ وَالْقاسِطینَ وَالْمارِقینَ بِأَمْرِالله. یَقُولُ الله: (مایُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَی).
بِأَمْرِکَ یارَبِّ أَقولُ: اَلَّلهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ (وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ) وَالْعَنْ مَنْ أَنْکَرَهُ وَاغْضِبْ عَلی مَنْ جَحَدَ حَقَّهُ.
هان مردمان! این علی است برادر و وصی و نگاهبان دانش من. و هموست جانشین من در میان امّت و بر گروندگان به من و بر تفسیر کتاب خدا که مردمان را به سوی او بخواند و به آن چه موجب خشنودی اوست عمل کند و با دشمنانش ستیز نماید. ......
یا امام رضا .... حرم آقا !
آنجا چه خبر؟ فوجِ ملائک همه هر دم❤️
درگِرد حرم تور سیاحت چو بپا کرده دمادم ❤️
زائر نه فقط خلق و بریِّه !؛ ملائک همه هرسو❤️
در دورِ ضریح عطر فشانند؛ گل شب بو❤️
سوگند به مولا و به زهرا ! رفیق ؛ مضجع آقا❤️
دل برده زهر کس که یکبارشود زائر مولا❤️
دیوانه و مجنون جمال؛ صبح وغروب هردم و ساعت❤️
در صحن و رواقش بگردد به امیدِ شفاعت❤️
گاهی به تضرع ؛ گهی ذکر خدا حالت ِ مشغول❤️
گاهی به شعر خواندن و شادی و شعف مورد مشمول❤️
دارد نگاه حضرت سلطان ؛ رئوفی که خراسان❤️
با نام و وجودش صفا یافت نگین برسر ایران ❤️
گاهی به تبسم ، به حال ِ چو من زار❤️
با پرس طعامی مرا دعوت خویش داردو بسیار❤️
امید من این است شوم نوکر دربار❤️
سجاده کنم پهن ؛ به زائر و ملائک هزار بار❤️
یا امام رضا.....
عجب حال و هوا در وصل و هجران
زمین و آسمان ؛ بااشک و گریان
ملائک در حضور با عشق ِ جانان
علی موسی الرضا لطفت کماکان
منم از سائلین در صحن و بستان
رواق اندر رواق ؛ تاج ِ گلستان
علی موسی الرضا این دل چنان غم
توسل بر تو جستم ؛ من دمادم
روا کن حاجتم ؛ دِه عز و ایمان
مرا حاجت روا کن جان به قربان
یا امام رضا......
آمده ام ؛ مدتی از راه ِ دور
حاجت من را عطا کن؛ تو نور
مال و خوشی رفت تمام باد باد
عز و وقار؛ نیست کجا ! شاد ِشاد
غمِّ ؛ دلم را به تو کردم بیان
حاجت من را عطا کن عیان
نان و نمک بود ز تو از کرم
نان و نمک رفت ز دستم عدم
صاحب ِ مضجع ؛ رواق در رواق
مانده به مسکن به یک نان داغ
این خدم و این حَشم بیشمار
جمع ؛ تو کردی در اینجا به کار
عاشق درگاه و ؛ چنین سلطنت
بوده و هستم ؛ رضا مرحمت
بار دگر دعوت و منت، نما نوکری
تا بشوم خادم ثابت ، براین گهری
شغل و به مسکن به یک ... هم
زین طلبم ؛ گفته شده ؛ دم به دم
فرصت ِ چندان ندارم، پی آمال خویش
دست من و دامن مولا؛نکن ریش ِ ریش
دعا -هایم ؛ یقین گردد اجابت
خدا دارد به من لطف و عنایت
دعا با پنجه های ، قلب ِ زرین !
دعا کردی ؟ بدان آید به تمکین!
دعا مفتاح ِ هر باب و سماوات
ترا حاجت رساند با مباهات !
الهی ؛ حق ِ مولایم ، رضا جان !
شویم حاجت روا با عشق و ایمان
خدا داند مرا این لطف و احسان
مرا مولا رضا داده به یزدان !
بیاد ِ دوستان در حین ِ باران !
چه بارانی ! دعا کردم فراوان
اگر شک تو کنی برحرف و گفتار
ترا توفیق نگردد ، نزد ِ دلدار
یا امام رضا....
اینجا همه خدام به تکریم و به تعظیم
با حال و هوا عشق رضا چشمه ی تسنیم
با روی خوش و دلبری و عشوه ی جانان
دل برده ز جان؛ حدِّ گلستان و بهاران
اینان همه با چو پری از هُدهد مستان
دل برده زدل در همه صحن های گلستان
ارباب خرد ضامن آهو به همه لطف و عنایت
سلطان دل است ضامن آهو به کرامت
بداهه....
یا امام رضا.....
از کریمان سنگ خواهی گر دهد شمش طلا❤️
شک مکن این از کریمان می رسد سوی خدا❤️
منتظر هستم خبرهای خوشی از شاه رضا
شش جهت سویم رسد پرازعطا و با صفا
با دعای دوست و خویشان ، آشنا حاجت روا
بر مراد ِ دل رَسَم ،گنج ِ خدا ؛ بی منتها
انتظاردرانتظار حذف طلسمات ، یا بلا
رو سفید گردم میان قوم و خویش و آشنا
یا علی موسی الرضا بر من نما یکدم نظر
شادی و شور و شعف در جان من گردد قَدَر
یا علی موسی الرضا درهای رحمت از حرم
روی من بگشا ، نه اینکه من روم سوی عدم
شد دعای من به هنگام نزول آسمان
مستجاب است مستجاب است هم زمان
شک ندارم این دعا از هر طرف آید جواب !
چون که مولایم رضا هرقطره اشکم با سحاب
می دهد هر دم جوابم او جوابم بر جواب
درددل با امام رضا❤️
جوابی گر نیاید حاجتم را ؟
به که گویم سخن های دلم را!
نشستم بست ! تا آید جوابی
مرا شادی،شعف ؛ داری خدایی
سخن از رأفتت ؛ در کلِّ عالم
امام هشتمین فرزند خاتم
دلم خوش کرده برلطف وعطایت
چقدر ناله زنم در بارگاهت؟!
وعده کردم با رضا ؛ یک دفترِ دیوان ِشعر❤️
از کرامات رضا با اهل ِبیت آرم به مهر❤️
بند بند متن و شعر را از کرامات رضا❤️
من نویسم ؛ یادگاری با عنایات ِ خدا❤️
تا بفریادم رسد در روز عدل و داوری❤️
تا خدا امری کند ؛ برمن نمایند یاوری❤️
یا علی موسی الرضا دنیا به رویم بسته شد
این .... از جهانت خسته و رنجیده شد
با نگاهت این دلم گیرد قراری سفت و سخت
با نگاه تو جهانم میشود بر تاج و تخت
یا علی موسی الرضا عشقت مرا بر پای بوس
دعوتی آمد زسویت آمدم بر دست بوس
حاجتم را بی دریغ مولا خوبان کن عطا
دست رد بر حاجتم مولا مزن در هر فضا
دل پر از خون و ؛ وجودم در بلای روزگار
عزتی دیگر بده مولای خوبان زین قرار
شدم مهمان ِ استادم سحرخیز
خودش مهمان مولایم رضا از عشق لبریز
همه در دور هم جمع گشته شادان
سخن از مهر و ایثاری فراوان
نشستیم دور ِ سفره حالت خوش
همه شکر خدا شام کرده اند نوش
بزرگمهر، موسوی ، غلامرضایی
همه پر از انرژی از خدا ،نورخدایی
ز انبایی و آخوند زاده ، اَبرش
مرا بوسیده او ؛ یکدم مشوش!
که باشد این غریبه جمع ِ خدام
مرا بوسیده با عشقی چو اقوام
به یکسال بهر او نقشی چو استاد
ز تعلیم ، تربیت ، گفتم به امداد
پس از اکرام واطعام سوی دوستان
به شادی و شعف بازگشته ، خندان
خدا رو شکر گویم نعمت و خوان
نصیب ما شده ، جمع ِ رفیقان
❤️❤️❤️❤️
سحرخیز فرمودند:
سلامت می کنم استاد جمالی
همیشه سربلند باشی الهی
حضورت در حرم کوی محبت
کناره باتوبودن بود عادت
تورفتی بابل از ماشدی دور
برای جمع ما تو هاله ی. نور
امیددارم که درپابوس حضرت
کنی در بین زوارش تو خدمت
خیلی التماس دعا
💐💐💐💐💐💐
قسمت ما شد حرم از چهارطرف نور و کرم💐
چای داغ و حاجت ما شد روا درهر هر قدم !💐
صف به صف کروبیان عطر و گلابی بی نظیر💐
هل هله شادی کنان صحن و رواقش تا غدیر💐
هر چه خواهی در دلت انبار کردی تاکنون💐
صد یقین حاجت روا گردی ز مولایم کنون💐
خادمان مست ولایش چو پری دارند به دست💐
ظاهرا خدام آقا مِی ، پرستند از همان روز ِالست💐
غلغله در گرد مضجع ناله با اشک بهار💐
هر کسی آمد شده حاجت روا از هر دیار💐
من غریب ِ شهر و اسکان و دیارم از نگار!💐
نزدم حرف و کلامی او خودش دعوت نموده برناهار!💐
آنقدر دارم نگاه تا خود مرا راضی تمام 💐
هرچرا خواستم ؛ نخواستم او دهد برالتیام💐
این همه راه دراز؛ یک نیم روزی ؛ طی شب💐
تا رسم در کوی عشقش حاجتم گیرم به رب !💐
گِره ها را وا کند با یک نگاه و یک نظر💐
دست برسر می کشد تا رزق و روزی پر گُهر💐
از زمین و از سماء ؛ تا عرش اعلا صف به صف💐
جمله ی کروبیان شادی ، شعف دارند به کف💐
هر چه را خواستم نخواستم از دلم دارد خبر 💐
خیّری نیکو جمال ؛ مولا رضا اهل کرم دارد گُهر💐
مال و ثروت ؛ با زمین و گنج قارونی زشهر💐
از رضا دارم طلب او چون کریمی صد نظر💐
غیر ِمال و جاه و عزت در همه سالهای عمر 💐
جنت فردوس اقل ما را رساند
زرو خُمر💐
هر چرا داری به دل بسپار نزد ِ شاه رضا 💐
جرح و تعدیلش ز او غصه نخور از ماجرا 💐
اشک تو باشدگواه ؛امضا و تصدیق رضا💐
هم و غم را داده بر باد از میان ِ هرقضا💐
هیچکس نیست که برای حسین علیهالسلام
شعری بسراید و بگرید و با آن بگریاند
مگر آن که خداوند، بهشت را بر او
واجب میکند و او را میآمرزد.
💠 امام صادق علیهالسلام
📖 رجال شیخ طوسی، ص ۲۸۹
___
حسین بن علی با عشق و ایثار
فدا کرد جان و مال ازبهردلدار
خودش یکتای یکتا درشجاعت
به خود دارد برادر با سخاوت
برادرعین عباس درکجا عزّوکرامت
دراین دنیای ؛ وانفسا ؛ عنایت !
حسین بن علی نور از سماوات
به خود دارد ، نکن فکر و خیالات
مثال چهلچراغ ؛ در ظلمت و تار
درخشد مه صفت پر نور و انوار
رخش نورانی و قلبش مه بدر
چنان نورانی و نور ِشب ِ قدر
کمال ِ لایزال ِ ذات ِ اقدس
به خود همراه نمود ماه مقدس
حسین بن علی فرزند کوثر
امام هادی و مهدی و اختر!❤️
ارادت بر حسین تا بر قیامت
ز ما هرگز جدا نیست از فقاهت
به عشق شاه حسین ناجی هر عصر
توسل با تمسک هر دمی قصر
بسازم در دو دنیا با حسین جان
امام شیعیان ؛ آن قلب ِ تابان
طاغی و یاغی و باغی نیستم یارب نظر💐
یک نظربرمن نمایی میشوم من تاج سر💐
شاکرم هردو جهان برنعمت وانعام و زر 💐
با زبان و با کلام و با وجودم سربه سر💐
گرچه دارد مدعی برخفت و خواری؛ قمر💐
آن قمر دست خدا درآسمان دارد هنر💐
شاکرم هردو سرا؛شاکی شودهر دم فنا💐
شکر و الحمد خدا هر روز شب ما را صفا💐
اَیا مظلوم عالَم روی بنمای❤️
که جان ما رسیدبرحلق وبر نای❤️
چو ماهی دست ِماهیگیر و صیاد
بدام ِماهیگیر،دل شوق ِ فریاد
فقط ؛ ازلطف واحسانش رهایی
ز دام و تورصیاد ؛آنچه خواهی
خدا چون ماهیگیربا تور صد لا
مرا خوانده فرا ؛ با حول و آلا
نباشد چاره ای جز فکرِ تسلیم
خودش چون ناظری بنما تو تکریم
خدایا دام و تورت ،سخت ومحکم
بخوانم لا اله اَنتْ؛ صد مُسَلَّم
چو یونس در دل تاریک و ظلمت
فرا خوانم ترا ای عشق و رحمت
چو لطفت بی نهایت؛ذوقِ مسکین
فرا آری خدا ؛ بی شرط و تمکین
تو یوسف بر نبی دادی تو عزت
سلیمان را به دنیا دادی مِکنت
کجا روی آورم جز تو ، عنایت
رسد بر ما و من ، یابیم سعادت
نظر کن ماهِیّ ِ در دام و خسته
رهایش تو کنی ،او دل که بسته
شودهردم بعشقت همچو زلیخا
ترا خواند فرا ؛ ای ذات ِ یکتا
زبانش نام تو ، قلبش چو خانه
فقط الله تو دارد،خداوند زمانه
تویی چون شاه کلید قفل ِبسته
نظر یا رب کنی ! وز عشق مَسته
به عرش و فرش و ارواح شهیدان
نظر بنما به الطافت ؛ به رحمان
به عشق علامه حسن زاده آملی رحمة الله علیه
❤️❤️❤️❤️❤️
حسن زاده ترا با حمد و سوره🌻
نشاطی می رسانم عین ِ سوره!🌻
ز دنیا تا به برزخ ؛ راه نزدیک🌻
ز بس غفلت گزیدیم نه که تبریک!🌻
شدم غافل ز دلدار و دل و جان🌻
خدا آن یار ِ غمخواری کماکان🌻
نه پند و نه نصیحت ؛گوش ِ دنیا🌻
مگر در چاه ِ قبر گردی تو بیدار🌻
توان و عمر ما در جهل و نسیان🌻
مگر یک لحظه با تلقین ز عصیان🌻
شوی بیدار و بیدار از حریفان🌻
خدا اول ! خدا آخر! چو آسان🌻
برآورده کند با عشق و ایمان🌻
شوی تسلیم وی شادی و ؛خندان🌻
دعا کن چون دعایت عرش و هم فرش🌻
به وجد آرد جهان را عین گلفرش🌻
حسن زاده تو با دلدار و جانان🌻
به اوج مرحمت ، گشتی تو تابان🌻
بگیر دست گدایان از سر لطف🌻
نشاید وعده داری گر کنی خُلف🌻
تو در بیست سالگی چشم بصیرت🌻
تواضع و ادب یافتی سریرت🌻
مشو از ما تو غافل در طریقت🌻
عجب آب حیاتی در شریعت🌻
چنان نوشیده ای با لطف ِ رحمان🌻
بصیر بودی و گشتی بس چون آسان🌻
شود روح و روانت دائما شاد🌻
به حمد و قل هوالله ؛ باد دلشاد🌻
حاج بهمن برهمت
دلخوشم بر ذکر و اذکار شما❤️
دل چنان بر وجد آری با صفا💐
روزتان پر مهر و ؛ دل نور ِخدا💐
رزق و روزی و سلامت از زمین و از هوا💐
هم ترا گردد نصیب صلح و صفا💐
چون دعای دوست گردد ، بس روا💐
سیاهدانه و کندر ؛ سیر و مرزه
دوای صد هزاران درد و مَرده
شدیم غافل ز نعمت های سبحان
دوای درد هر کس حسب ِ برهان
سیاه دانه ریه را چون کند پاک
خوری کُندرُ ؛ آلزایمر؛ شود خاک
درون ِدیزی و خورشتِ پر آب
بریزمرزه شفا بخشد ز غرقاب
دو حبه صبح ناشتا سیر شود میل
شفا اندر شفا حاصل ؛ چنان سیل
دوای درد هر سرما و ؛ ویروس
فرا از زنجبیل ؛ در کل ِ قاموس
نخواندم یا ندیدم گوش کن گوش
چراازبهر سینوس می زنی جوش
نعنا یا کاکوتی را دم نما مانند چایی
شفای اندرون و روده باشد برگ کاهی!
اَشهد ُ اَنَّ علیّا ؛ ولی🌻
حجت حق است بگو تو جلی🌻
علی علیه السلام
می نویسم از علی شاه ولایت
ابن ِ عم ِ مصطفی ؛ برج ِ نبوت
هستی عالم فقط در کل گیتی
با علی و فاطمه خَلق و کرامت
می نویسم ازعلی ؛ مولا و حیدر
وآن امیرالمومنین آن یار و اختر
چون علی هم شان زهرا روح کوثر
این جهان با نام مولا گشت سرور،🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻
گر ندانی و نخوانی ؛ شان مولا
در پی کیستی چنین ای وای ویلا
گر ندانی و ندانی شان او بیست
زبعدآن نبی شخصی چنین نیست
ندانستند قدرش؛چون؛ شب قدر
به مسلخ برده اند وآن ماه و اختر
به چشمش خار و حلقش استخوانی
ز قوم ِ بی وفا ؛ سی سال زمانی
سکوت اندر سکوت تا روز هجرت
و رب الکعبه گفت ، شهد شهادت
علی ای قبله و ای دین و ایمان
علی معراج و جنت گشت اسکان
طه
قَالَ لَا تَخَافَا إِنَّنِي مَعَكُمَا
أَسْمَعُ وَأَرَىٰ
ﺧﺪﺍ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻧﺘﺮﺳﻴﺪ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺑﻲ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻢ [ ﺳﺨﻦ ﺍﻭ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ]ﻣﻰ ﺷﻨﻮم ﻭ [ ﺍﻋﻤﺎﻟﺘﺎﻥ ﺭﺍ ] ﻣﻰ ﺑﻴﻨﻢ .(٤٦)
گر خدا باشد تمام پشت و پناهم 💟
ندارم من هراس ؛ هر دو جهانم 🌻
خداوند حاضراست اما که غفلت🌻
گهی بر ما رسد با حزن و نقمت🤔