قسمت ما شد حرم از چهارطرف نور و کرم💐 چای داغ و حاجت ما شد روا درهر هر قدم !💐 صف به صف کروبیان عطر
قسمت ما شد حرم از چهارطرف نور و کرم💐
چای داغ و حاجت ما شد روا درهر هر قدم !💐
صف به صف کروبیان عطر و گلابی بی نظیر💐
هل هله شادی کنان صحن و رواقش تا غدیر💐
هر چه خواهی در دلت انبار کردی تاکنون💐
صد یقین حاجت روا گردی ز مولایم کنون💐
خادمان مست ولایش چو پری دارند به دست💐
ظاهرا خدام آقا مِی ، پرستند از همان روز ِالست💐
غلغله در گرد مضجع ناله با اشک بهار💐
هر کسی آمد شده حاجت روا از هر دیار💐
من غریب ِ شهر و اسکان و دیارم از نگار!💐
نزدم حرف و کلامی او خودش دعوت نموده برناهار!💐
آنقدر دارم نگاه تا خود مرا راضی تمام 💐
هرچرا خواستم ؛ نخواستم او دهد برالتیام💐
این همه راه دراز؛ یک نیم روزی ؛ طی شب💐
تا رسم در کوی عشقش حاجتم گیرم به رب !💐
گِره ها را وا کند با یک نگاه و یک نظر💐
دست برسر می کشد تا رزق و روزی پر گُهر💐
از زمین و از سماء ؛ تا عرش اعلا صف به صف💐
جمله ی کروبیان شادی ، شعف دارند به کف💐
هر چه را خواستم نخواستم از دلم دارد خبر 💐
خیّری نیکو جمال ؛ مولا رضا اهل کرم دارد گُهر💐
مال و ثروت ؛ با زمین و گنج قارونی زشهر💐
از رضا دارم طلب او چون کریمی صد نظر💐
غیر ِمال و جاه و عزت در همه سالهای عمر 💐
جنت فردوس اقل ما را رساند
زرو خُمر💐
هر چرا داری به دل بسپار نزد ِ شاه رضا 💐
جرح و تعدیلش ز او غصه نخور از ماجرا 💐
اشک تو باشدگواه ؛امضا و تصدیق رضا💐
هم و غم را داده بر باد از میان ِ هرقضا💐
بیان ِ چشم ودل؛ از راهِ اشعار💝