یک مه آبادی و ، پاساژ وکیل صد گهر ارزد به دریائی طویل بحر و دریایی پر از دُر و صدف درکمالش،مات و حیر
یک مه آبادی و ، پاساژ وکیل
صد گهر ارزد به دریائی طویل
بحر و دریایی پر از دُر و صدف
درکمالش،مات و حیران درهدف
خُلق ِ نیکو ، و ادب، در هر قـضا
عزت ِ دیگر بُود ؛ در صد عطـا
چون رضاست ، برلطفِ دریای نِعم
شاکر رب است چقدر دارد جَنَم
حرف حق رااو خریدار است؛چو زر
گر وجودش ؛ رود و دریا ؛ پر گُهر
ای جمال بس کن تو در وصف رضا
هرچرا گوئی ، در این وصفت؛ طلا
ازکلامت می چکد، زر و طلا و گهربا
وصف و توصیف مه آبادی ماآقارضا
1402/4/23 جمعه
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر ۱۴۰۲ ساعت 16:31 توسط ......
|
بیان ِ چشم ودل؛ از راهِ اشعار💝