شدم املاک نشین از بخت و اقبال🥀
ندارم کاخ و ویلایی،به شصت سال🥀
فقط باریگه آبی از تلاش و پاس خدمت🥀
مرا مستمری دارند عطا با رنج و زحمت🥀
شده عمرم تلف ؛ سی سال بیشتر🥀
کلاس و درس و بحث ، با مزد ِ ابتر🥀
کنون ؛ سنم زِ پنجاه ، شد فراتر 🥀
مرا حال ِ جوانی نیست ؛ در سر 🥀
دو دستم خالی از؛ اموال ِ دنیا🥀
مرا تک معجزه سازد به فردا🌻
امیدم بیکران بر لطف دادار🌻
مرا یاری رساند ، کلِ ادوار🌻
به امیدِ خدا نیستم مایوس💐
بشینم غصه واربافکرافسوس🌻


1402/8/22