شدم املاک نشین بر کسب و بر کار🌻
سی و سه سال ؛ دویدم ، شاخه بی بار🌻
به سن شصت شدم : از خواب بیدار🌻
نه جانی مانده برما ! ، نه کسی یار!🌻
فقط در فکر هجرت ؛ گشته مشغول 🌻
رحیم رفت تا بیاید ، اوست مسئول🌻
دو ماه الحق گذشت بی برگ و باری🌻
خدایا عزت دهد ؛ دورهرچه خواری🌻