مرا صد باره دعوت کن به پابوس
همه صحن و رواقت عین طاووس
دلم خواهد؛ همه عمر؛ درجوارت
شب و روز ؛ پای بوس ؛ گلعذارت
کنم خدمت به خلق و ؛ جمله زائر
به پا دارم ؛ دو صد اسکان ِ نادر
همه ازخوان تو بی حد و بی حصر
برند بهره چنان ؛ مانند یک قصر
نباشد زائری سردرگریبان گرانی
خیالش تخت و راحت ؛ همزمانی
چنانچه چای و دمنوش عصرحاضر
مهیا شدچه زیباوقشنگ برکل زائر