ز دلتنگی گذشت مولا رضا جان🌻 عطا کن گنبدت جانم به قربان🌻 منم در شهر غربت ؛ یار و فرزند🌻 شدند هر یک
ز دلتنگی گذشت مولا رضا جان🌻
عطا کن گنبدت جانم به قربان🌻
منم در شهر غربت ؛ یار و فرزند🌻
شدند هر یک به سویی گفته ام چند🌻
غریب و نا شناس در شهر و غربت🌻
به عشق شاه رضا دارم چه همت !🌻
خودم یکه و تنها ؛ وقت و بی وقت🌻
بریدند ناف ما را ؛ شانس و از بخت🌻
تمام ؛ چشم انتظار یک خبری خوش 🌻
رسد بر سوی من ؛ گیرم چنان هوش 🌻
توسل بر رضا مولا خوبان از سعادت🌻
صبح و ظهر و غروب ؛ پر استقامت 🌻
کلامی من شبانه با گل نرگس ِ زهرا 🌻
کنم مهدی صدا با حرف دلهایم به آقا🌻
+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن ۱۴۰۳ ساعت 17:23 توسط ......
|
بیان ِ چشم ودل؛ از راهِ اشعار💝